سلام به زندگی...

چشم که می گشایی، به تو لبخند می زند زندگی.

طلوعی دوباره است؛ فرصتی دوباره برای شکفتن

بر تاقچه های روشن صبح، در تکاپوی سلام خداوندی:

چشم هایت را برمی داری و می دوی در های و هوی صداها و عطرها...

/ 2 نظر / 12 بازدید
محمد مدنی

همین که پنجره را این همه می بندم و باز می کنم تا اتاق پر بشود از پروانه ها همین که می نشینم تاربلند موهای خورشید را به هم گره می زنم همین هرروز غرق شدنم در نبودنت شده است زندگی ام...

محمد علی

وقتي به آسمون نگاه ميکني، دوست داري کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اوني که کم نور تره قانع باش چون اوني که پر نور تره را، همه نگاه ميکنن