حدیث رویش

پای به هر طرف بنه، بهار را صدا بزن

 

 

بهار را به سیر کوچه‌ باغها صدا بزن

 

 

بخوان حدیث رویش دوباره را به گوش گل

 

 

به شوق سبز زیستن، جوانه را صدا بزن

 

 

زلال جویبار را به سوی دشت‌ها بخوان

 

 

عبور پاک آب را به هر کجا صدا بزن

 

 

سکوت کوهسار را لبالب از ترانه کن

 

 

ز خواب، آبشار را کنون بیا صدا بزن

 

 

نسیم را به سفره ضیافت سحرگهان

 

 

به روشنای پر شکوه شهر ما صدا بزن

 

 

شکوفه‌ها در انتظار رویشی دوباره‌اند

 

 

بیا و روح عشق را

 

 

صدا،

 

 

صدا،

 

 

صدا بزن

 

 

* حدیث رویش*   سهیل محمودی




 

/ 3 نظر / 10 بازدید
محمد علی

يك بار خواب ديدن تو... به تمام عمر مي‌ارزد پس نگو... نگو که روياي دور از دسترس، خوش نيست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولي دل دريايست... تاب و توانش بيش از اينهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد

محمد علی

خداوند همه چیز راجفت آفرید:جز بینی ودها ن وقلب،مى دونى چرا؟چون بایدبراى خودت یک هم نفس یک هم زبان ویک هم دل پیداکنى

sahar

[دست][دست][دست]